سلام.از دست هر چه امتحان و کتاب درسی است خلاص شدم.البته فعلا.و باز هم موقتا از امراض مختص محصلین که عبارت است از چشم درد و خستگی بیش از حد و بی حوصلگی و بعضی دردهای ناشناخته ی دیگر نجات یافتم و نجات از دست مزخرفترین امتحان زندگی که همان کنکور است را به کنکوری ها یعنی سارای عزیز، دریای دریا دل و برادرم که از دوستان خوبم است، تبریک می گویم.پارسال همین مواقع بود که تا اعلام نتایج با وجود دلهره در بی خبری  خوشایند تری از اخبار تلخ بعد از کنکور به سر می بردم. و مثل خیلی وقت های دیگر فهمیدم که در این چرخ بلند ساده ی بسیار نقش معما گونه اتفاقات غالبا دور از انتظارند. خبر دیگر شایعه ی فوت من که اول از شنیدنش به شدت خنده ام گرفت و بعدا عکس العملم تا حدودی تغییر کرد.بیشتر تعجبم از تکنولوژی بود که تا کنون حوادث را به محض اتفاق افتادن به سرعت منعکس می کرد و در این مورد خبر حادثه را قبل از رخ دادنش پخش کرد.جل الخالق!ظواهر نشان می دهد که تشابه اسمی است وسپاس فراوان از همه ی تسلیت هایتان.عرض شود که هنوز زنده ام.گرچه به نظرم بد نمی آید اگر این خبر واقعیت داشت ولی الان که قرار است بعد از دو سال دوستی با سارا خاتون فردا او را حضورا ببینم ترجیح می دهم چند صباحی دیرتر بمیرم.هنوز شکر خدا به "...نترسیم از مرگ..." اعتقاد دارم.و البته"فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل/چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن"

برای پدرم که باران است

سلام.روز پدر را به پدر عزیزم و همه ی پدرهای دنیا تبریک می گویم.که می دانم داشتنشان بزرگترین نعمت دنیا و نداشتنشان کمرشکن ترین غم دنیاست.شکر که من این نعمت بزرگ را دارم و هیچگاه نمی توانم و جرات ندارم تصور لحظه ای نبودنش را به خیالم راه دهم.امیدوارم بتوانم گوشه ای از مهربانی های دلگرمی دهنده اش را جبران کنم.همیشه از با او بودن آرامشی شیرین وجودم را پر می کند.  و به یاد دارم از کودکی هرگاه قرار بود پدر مدتی از ما دور باشد غم عجیبی دل کوچکم را می گرفت.جا دارد این روز را به آن عزیزانی که پدروارانه اوقات گرانبهایشان را در اختیارم گذاشته اند که من تشنه روح از دریای ژرف دانش  و صفای مثال نزدنی روحشان جرعه ای برگیرم.عمری با برکت برای پدرم دوست داشتنیم و آن عزیزان خواستارم و از عمق وجود از خدا می خواهم که مرگ من قبل از نبودنشان باشد که من تحمل نتوانم کرد.خداوند پدر بزرگ عزیزم را بیامرزد که سال قبل همین ماه با رفتنش جراحتی عمیق بر روح من خیلی های دیگر وارد آمد چه او پدری به تمام معنا بود و وقتی نیست خیلی نیست.

تو بارانی!کسی به به باران عادت نمی کند که همیشه دوست داشتنی است.

و کسانی که دیروز یادم رفت ازشان یاد کنم.پدرانی که یک سال است به ندرت خانواده ی خود را می بینند.پدرانی که حس مسئولیت شان فراتر از خانواده ی خودشان است و می خواهند برای ایران پدری کنند.پدرانی که در زندان به سر می برید روزتان مبارک.